هوش مصنوعی و برند

امروزه بازاریابان با استفاده از تکنیکAr سعی در نزدیکی بیشتر با مخاطبان دارد. طبیعتاً این نزدیکی باعث می‌شود که افراد نسبت به برندها حس عاطفی بیشتری را دارا شوند. نکته مهم آن است که زمانی این ارتباط عاطفی بیشتر می‌شود که برند از قبل برای مخاطب آشنا باشد.

هنگامی که مصرف کنندگان از واقعیت افزوده (AR) استفاده می کنند، یک تجربه ترکیبی متشکل از محیط فیزیکی واقعی اطراف خود دارند مانند برند ایکیا یا اپ برند بنز که به مخاطب امکان بررسی گزینه ها به شکلی خیلی واقعی را می دهد. عشق به برند عمدتاً تحت تأثیر متغیرهای تجربی بیشتر است تا (صرفاً) عوامل سودمندتر مانند کیفیت محصول یا قیمت.

در واقع استفاده از واقعیت افزوده، کمک می کند که مخاطب حس نزدیکی بیشتری با برند برقرار کند و این حس نزدیکی بیشتر، منجر به ارتباط عاطفی می شود. در اصل AR از 2 طریق باعث افزایش عشق به برند می شود:

  • اول با ایجاد حس نزدیکی فیزیکی بین محصول با مخاطب و آنکه محصول (خدمت) از دل دغدغه مخاطب بیرون آمده است.
  • به واسطه مورد اول، حس عاطفی بین مخاطب و برند افزایش پیدا می کند که نتیجه این 2 بحث باعث افزایش عشق به برند می شود.

واقعیت افزوده:

اما به طور کلی، AR محتوای مجازی را با استفاده از فناوری دیجیتال، مانند تلفن هوشمند، تبلت، یا عینک AR، محتوای مجازی را در درک مصرف‌کننده از دنیای واقعی ادغام می‌کند. برخلاف واقعیت مجازی (VR)، که در آن مصرف کنندگان از دنیای واقعی جدا شده و در یک محیط کاملا مجازی غوطه ور هستند، در AR، مصرف کنندگان هنوز محیط فیزیکی خود را درک می کنند. بنابراین، AR امکان همزیستی هر دو واقعیت – واقعی و مجازی (یعنی فیزیکی و دیجیتال) – را در یک فضا فراهم می‌کند.

در واقع با AR آن چیزی که در محل واقعی وجود ندارد برای ما بوجود می آید و ما تصویر را در محیط فیزیکی که درآن حضور داریم می بینیم.

بازاریابی واقعیت افزوده و مدیریت برند:

اهداف رایج بازاریابی AR عبارتند از برندسازی، الهام بخشیدن، متقاعد کردن، و حفظ کردن مشتری.

عشق به برند:

عشق به برند یک ساختار سلسله مراتبی پیچیده با شش بعد اصلی نشان داده شده است:

(1) مصرف کنندگان،نسبت به چیزهایی که دوست دارند نگرش مثبت داشته باشند،

(2) با آنها پرشور رفتار کنند،

(3) با آنها ارتباط عاطفی مثبتی احساس کنند،

(4) معمولاً یک رابطه طولانی مدت با آنها داشته باشند،

(5) چیزهایی را که دوست دارند یکپارچه کنند. با هویت خود عشق می ورزند و

(6) احساس می کنند که اگر شیء عشق از بین برود، وحشتناک خواهد بود.

در مقایسه با عشق والدین، عشق به برند، فعال‌سازی قوی‌تری در بخش‌هایی از مغز ایجاد می‌کند که برای قضاوت در مورد کیفیت استفاده می‌شوند، که نشان می‌دهد عشق به برند بیشتر از عشق والدین به شخصی که درباره موضوع عشق قضاوت می‌کند وابسته است، با این وجود، اشتیاق برند بسیار کمتر از شور و اشتیاق افراد نسبت به شرکای عاشقانه است.

عشق به برند به طور مثبت با اعتماد به برند، شک و تردید در مورد اطلاعات منفی برند، تبلیغات شفاهی مثبت ، پرداخت بیشتر، تعهد به جامعه برند و تمایل به مشارکت در ایجاد تصویر مشترک مثبت از برند در ارتباط است. معمولا مخاطب زمانی رابطع عاطفی با برند برقرار می کند که برند مشخصات زیر را داشته باشد:

  • کیفیت و اعتبار
  • تطابق هویتی
  • نوآوری
  • منحصر به فرد بودن
  • لذت بخش بودن
  • رویکرد اجتماعی
  • شخصیت داشتن برند.

Philipp A. Rauschnabel (2024)

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید